|
روانشناسي و موفقيت در زندگي
|
|
|
|
||||
|
تا حالا حتماً تو زندگيتون بخشش داشته ايد(چيزي رو به كسي بخشيده ايد) بخشش لذت خاصي داره و عواقب بسيار مثبت ، با بخشش ديگران تو رو دوست دارن و مورد تحسين اونا قرار ميگيري خيلي تو زندگي انسان تاثير داره كه مورد دوست داشتن آدماي دوروبرت بشي
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:30 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آيا سعي مي كنيد با مردم ارتباط برقرار كنيد؟ جان من سعي كنيد ضرر نداره. داشتن ارتباط يكي از جنبه هاي مهم زندگي است. امروزه عصر ما را عصر ارتباطات مي نامند. در زمينه روابط انساني جا براي پيشرفت زياد است، بسياري از مردم عصر ما در زمينه ايجاد ارتباط دوستانه با ديگران با مشكلات عديده اي رو به رو هستند كه از آن جمله مي توان به منافع شخصي متضاد، افكار منفي بازدارنده ، آزردگي هاي بي دليل ، ناتواني در همدردي با ديگران، غرض ورزي و لجاجت كينه توزانه، ناشكيبايي در مقابل تفاوت هاي فردي و ... اشاره كرد. وقتي از دوستي دل آزرده مي شويد ، دل از او بر نكنيد ؛ به جاي اين كار بنشينيد و فكر كنيد و راه هايي براي بهبود روابط بيابيد. هنر " دوستي با ديگران" از جمله والاترين هدف هاي زندگي است. دوستان خوب پشتوانه هاي با ارزشي در زندگي هستند. مثل من که یه دوست خوب در ش و ش دارم(دوستم دور برنداری)
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:23 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خيلي دوست دارم نظرتونو بدونم در مورد اين كه : 1- هر كي زياد سؤال ميپرسه چطور آميه ؟ 2- آدما بايد چطوري و به چه روشي بپرسن ؟(سؤالو ديگه!) خواهش ميكنم جواب بديد تا به يك جمع بندي قشنگ دست پيدا كنيم (همه ما) مگه چجوري ميشه به علم روابط خوب دست يافت (همياري)
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:21 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه دوست داريد بخونيد به خدا ضرر نداره : تا حالا تصميمي گرفتيد و عزمتونو راسخ كرديد كه بايد حتماً اون تصميمو به وقوع بپيونديد (گرفتيد؟) اگه نگرفتيد! بگيريد فقط يك بار به مدت يك هفته روزي يك تصميم ساده بگيريد و به خودتون اطمينان بديد كه اون كارو انجام بديد ................... لطفاً انجام بديد بعد از يك هفته عادت ميشه باور كن
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:19 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام و عرض خوش آمد خدمت شما بینندگان این وبلاگ چند وقتی بود این وبلاگ به روز نشده بود و باید به بزرگواری خودتون ما رو ببخشید و از شما دوستان گرامی خواهشمندیم تا مارو در ادامه دادن این راه موفقیت یاری کنید با تشکر از شما مدیر وبلاگ موفقیت Green star
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 1:4 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كدام را سوار ميكنيد؟ سؤال یک امتحان استخدام: شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. · يك پيرزن كه در حال مرگ است. · يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. · دوستی بسیار عزیز که سالهاست اورا ندیده اید و آرزو داشتید دوباره او را بیابید و همدم و همراه او باشید. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد. كمي فكر كنيد قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد. · پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد. · شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد بتوانيد بعداً هم جبران كنيد. · شما بايد شخص مورد علاقهتان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد او را پيدا كنيد. از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سوئيچ ماشين را به پزشك ميدهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه دوست عزیزم منتظر اتوبوس ميمانيم. شرح همه ميپذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نميكند. چرا؟ زيرا ما هرگز نميخواهيم داشتهها و مزيتهاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهيها، محدوديت ها و مزيتهاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. تحليل فوق را ميتوانيم در يك چارچوب علميتر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار ميگيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديتهاي محيطي خود، استفاده ميكند و قادر نميگردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي ميكند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند. در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيتهاي خود را ببخشيم ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخدهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همدم و عزیز گم کرده خود را با خود همراه کنند. بنابراين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نميكنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نميگذارند. اكثريت شركتكنندگان خود را در اين چارچوب ميبينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه ميتوانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكردهاند.
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:53 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بابا نترسین نظر بدین
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 2:23 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با عرض سلام و تبریک این عید فرخنده مادر روزت مبارک من قربان نگاهت
اینم حکایتی جالب در خبر است که يک روز مردي به نزديک امير و حاکم ديار خود آمد و گفت: مرا عملي (کاري) ده از اعمال. گفت قرآن داني؟ گفت: نه. گفت: برو قرآن بياموز که ما عمل به کسي ندهيم که قرآن نداند. مرد برفت و قرآن بياموخت به اميد آن که چون قرآن بياموزد، عمل گيرد. چون در قرآن به اين آيت رسيد، طمع از عمل بريد و ديگر پيش امير نرفت. يک روز حاکم او را ديد. گفت: چه کردي؟ قرآن آموختي؟ گفت: آري. گفت: اکنون بيا تا عملي دهم تو را. گفت: عمل نخواهم. گفت: چرا؟ گفت: براي آنکه به قرآن، مستغني شدم از عمل تو. گفت: چگونه؟ گفت: آيتي در قرآن پيش من آمد که مرا از تو و غير تو مستغني کرد و اين آيت بر حاکم بر خواند. «و من يتوکل علي الله فهو حسبه، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شي قدراً؛ و هر که توکل کند بر خداي، او را بس باشد، که خداي رسد به کار خود، کرد خداي هر چيزي را تقديري.» عبدالله عباس روايت کرد از رسول (ص) که او گفت: هر که او استغفار بسيار کند، خداي تعالي او را از غمها بيرون آرد و از هر تنگي، او را رها سازد و روزي دهد او را از آنجا که او گمان نبرد و هرکه بر خداي تعالي توکل کند و با او استوار باشد، دلش ساکن بود در هست و نيست و در همت و نيت، خداي تعالي کفايت بکند کارهاي او را. گويند: چون اين آيت فرو آمد، اصحاب رسول گفتند: چون ما توکل کرديم بر خداي، خداي تعالي کار ما را کفايت کند. آنچه داشتند از دست فرو گذاشتند و محافظت نکردند. خداي تعالي از پس آن، اين آيت بفرستاد که: خداي تعالي فضاي خود براند در شما و بر شما. خداي تعالي هر چيزي را قدري و حدي و اندازه اي نهاد که به آنجا رسد. گفته اند که: خداي تعالي، قضاي خود براند اگر توکل کنند و اگر نکنند؛ جز آن است که هر که بر او توکل کند، سيّآتش مکفر (محو) کند و مزدش، عظيم گرداند. بزرگي گفت: خداي تعالي قضا بکرد بر خود که هر که بر او توکل کند، کفايت کند او را؛ و هر که به او ايمان آرد، هدايت دهد او را؛ و هر که قرضي دهد، با او مکافاتش کند؛ (خود، ثوابش دهد) و هر که به او اعتصام کند، برهاند او را؛ و هر که دعا کند، اجابت کند او را.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 2:20 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 10:24 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منم تنها منم ان مرغ بی آوا
فتاده در تن هستی سراپای وجودم در کسوفی سخت پنهانست منم تاریکی ان نیمه هستی به روی باغ دستانم گلی هرگز نروئیده است و می دانم دوپای آرزوهایم دگ چون بادپایی ره نمی پویند و تو تو دریایی و از عمقت وجودم تشنه می آید زمن تا به ساحلهای هموارت هماره هفت دریا موج در موجن با تشکر از دوست گلم مهندس جعفری
+
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 17:4 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
7 راه علاقمند كردن شنوندگان
در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد… ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 16:42 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم !!!
ازطرف دوست عزيزم آقاعلي گلللللللللللللل
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 21:52 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هرچه بالاتر می روی برای آنانکه پرواز نمی دانند کوچکتر به نظر می رسی ”اگر” زلال باشی، آسمان درون توست و آن خدايی به بزرگی توست
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 17:47 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم
اما دریغ !
خوشبختی همان لحظاتی بود
که گذراندیم ...
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 17:29 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
با تشکر از دوست خوبم آیدا خانم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 16:5 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 2:54 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دو دوست در بياباني در حرکت بودند.در ميانه راه بر سر موضوغي به مشاجره پرداختند. در اين ميان يکي از آن دو دوست بر صورت ديگري سيلي زد. آنکه بر صورتش سيلي خورده بود ناراحت شد.اما چيزي نگفت تنها بر روي شن ها نوشت. "امروز بهترين دوستم بر صورتم سيلي زد" آنها به رفتن ادامه دادند.تا به يک واحه رسيدندوتصميم گرفتند تني به آب بزنند. آنکه صورتش سيلي خورده بود به درون آب پريد .اما نزديک بود که غرق شود. دوستش فوري خود را در آب پرتاب کرد و او را نجات داد.وقتي از آب بيرون آمدند.آنکه نجات يافته بود.بر روي سنگي حک کرد. "امروز بهترين دوستم زندگي ام را نجات داد" دوستش از او پرسيد:چرا وقتي تو را ناراحت کردم بر شن ها نوشتي اما اين بار که زندگيت را نجات دادم بر سنگ؟ او در جواب گفت:وقتي کسي ما مي رنجاند بايد آنرا بر شن نوشت تا بادهاي بخشش و گذشت آن را پراکنده و پاک سازد. اما وقتي کسي کار نيکي برايمان انجام مي دهد بايد بر سنگي حک کنيم.تا هيچ بادي نتواند آنرا پاک کند. با تشکر از دوست خوبم آقا احسان
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 2:48 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
با تشکر از علی جااااااااااااااااااااان
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 2:45 توسط Green Star
|
|
|||||
|
|||||